على بن حسين واعظ كاشفى

417

رشحات عين الحيات ( فارسي )

مىفرمودند كه تا سن بيست و نه سالگى در شهرهاى مردم بوديم ، به مدت پنج سال پيش از و با « 1 » ازهرى به تاشكند آمديم و واقعه و با در شهور سنه اربعين و ثمانمائه بوده است و بعد از آنكه به تاشكند رفته‌اند خدمت مولانا نظام الدين عليه‌الرحمه آنجا بوده‌اند باز « 2 » با ايشان صحبتها داشته‌اند و ميان ايشان امور عجيبه واقع شده « 3 » چنانچه شمه از آن در ذكر مولانا نظام الدين گذشته است . ذكر صحبت « 4 » حضرت ايشان در سمرقند و خراسان به حضرت سيد قاسم تبريزى قدس الله « 5 » سره مىفرمودند « 6 » كه من « 7 » به همه عمر خود كسى كلانتر از حضرت سيد قاسم تبريزى قدس سره « 8 » نديدم بصحبت هركس از مشايخ زمان كه در مىآمدم « 9 » نسبتى ظاهر مىگشت و كيفيتى حاصل مىشد كه آخر « 10 » گذاشتنى بود ، اما در صحبت سيد قاسم نسبتى ظاهر مىشد كه آخرالامر آن را مىبايست گرفت . مىفرمودند كه « 11 » هرگاه پيش سيد قاسم در مىآمدم چنان مشاهده مىشد كه جمله كائنات بر گرد ايشان مىگردد و در ايشان فرومىرود و گم مىشود . مىفرمودند « 12 » كه سيد قاسم در مبادى « 13 » حال در حوالى باورد با حضرت خواجه بزرگ ، خواجه بهاء الدين قدس سره « 8 » ملاقات كرده بوده‌اند و صحبت داشته و بعد از

--> ( 1 ) - بر : پيش از و با به تاشكند آمديم ( 2 ) - مج : ( باز ) ندارد . ( 3 ) - بر : واقع شد ( 4 ) - مج : ( صحبت ) ندارد ( 5 ) - مج : جمله دعا ندارد . چپ : قدس اللّه سره ( 6 ) - مى ، مج : مىفرموده‌اند ( 7 ) - مج : ( كه من ) ندارد ( 8 ) - مى ، مج : قدس اللّه تعالى سره ( 9 ) - مج : چپ : كه درآمدم ( 10 ) - مج ، ( آخر گذاشتنى بود اما در صحبت سيد قاسم نسبتى ظاهر مىشد ) ندارد ( 11 ) - چپ : ( كه ) ندارد ( 12 ) - چپ : مىفرمود ( 13 ) - مج : ( مبادى ) ندارد .